فروشگاه اینترنتی نوین پندار
شنبه 23 بهمن ماه 95 - (09:06) | تعداد بازدید : 576

زادروز "توماس ادیسون"، مخترع آمریکایی,توماس ادیسون,Thomas Edison,Thomas Alva Edison,اولین اختراع ثبت شده,دستگاه برای شمارش اتوماتیک رای,دستگاه محاسبه ارزش سهام,تلگراف ,تلگراف ,لامپ رشته‌ای حرارتی, آلفرد گوبل,والیس,سی,سینماتوگراف,میراث ادیسون,لویی لومیر فرانسوی،
,نیکولا تسلا,آبکاری الکتریکی
توماس ادیسون,Thomas Edison,Thomas Alva Edison,اولین اختراع ثبت شده,دستگاه برای شمارش اتوماتیک رای,دستگاه محاسبه ارزش سهام,تلگراف ,تلگراف ,لامپ رشته‌ای حرارتی, آلفرد گوبل,والیس,سی,سینماتوگراف,میراث ادیسون,لویی لومیر فرانسوی،
,نیکولا تسلا,آبکاری الکتریکی

 

توماس ادیسون در سال ۱۸۴۷ در شهر کوچک میلان در ایالت آیوای امریکا دیده به جهان گشود. تنها سه ماه پس از رفتن به مدرسه، مدیر دبستان او را به دلیل بازیگوشی و کودن بودن اخراج کرد، با این استدلال که حضور این بچه مانع پیشرفت دیگر دانش آموزان می‌شود. از آن روز مادر ادیسون مجبور شد که در خانه او را آموزش دهد.
 اما این مادر خانه دار معلم فوق العاده ای از آب درآمد، چون توماس ادیسون از سن ۱۲ سالگی تا پایان عمر بیش از هزار اختراع به ثبت رساند که بعضی از آنها زندگی بشر را برای همیشه دگرگون ساخت.

 

اولین اختراع ثبت شده

اولین اختراع ثبت شده توماس ادیسون، یک دستگاه برای شمارش اتوماتیک رای بود. او این دستگاه را در ۲۱ سالگی ساخت، ولی نتوانست آن را بفروشد.

 

دستگاه محاسبه ارزش سهام

این اولین اختراع ادیسون بود که برایش موفقیت تجاری بزرگی به همراه داشت و مقدمۀ موفقیت‌های آتی شد؛ یک سیستم پیشرفته نمایشگر اطلاعات بورس که ۴۰ هزار دلار فروش رفت. او این دستگاه را در کارگاه خود در نیوآرک ساخت و توانست با این کار برای راه‌اندازی آزمایشگاه مشهورش در نیوجرسی پول کافی به دست آورد.

 

تلگراف 

ادیسون سال ۱۸۶۹ ادارۀ راه‌آهن را ترک کرد و سرپرست فنی یک مؤسسه صرافی بزرگ در نیویورک شد. در همان روزها توانست نخستین اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود، به نام خود ثبت کند.تلگراف ادیسون برخلاف انواع رایج که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشیده به گوش اپراتور می‌رساندند، آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ می‌کرد.او حق امتیاز این اختراع را در مقابل مبلغ هنگفتی به مدیر صرافخانه داد و با پول آن در شهر نیوآرک (نیوجرسی، امریکا) یک کارگاه تحقیقاتی برای خود برپا کرد.

 

 سرپیچ لامپ

 لامپی که ادیسون ساخت، نه تنها از نظر فناوری مورد استفاده بلکه از نظر شکل نیز تفاوتی با لامپ‌‌های حرارتی امروزی نداشت.شرکت ادیسون نه تنها خود لامپ که حتی سرپیچ آن را هم اختراع کرد و این سرپیچ‌ها تا به امروز بدون تغییر عمده به همان شکل اولیه باقی مانده‌اند.

 

لامپ رشته‌ای حرارتی

  احتمالاً اولین بار یک فرانسوی به نام لوئی ژاک دوتونور در ۱۸۰۱ کشف کرد که یک مفتول فلزی یا سیم می‌تواند با گذراندن جریان الکتریکی بدرخشد.اما چنین سیمی به سرعت در هوا می‌سوخت. در ۱۸۳۸ میلادی جو بارت بلژیکی دریافت که اگر برای ایجاد نور از یک رشتۀ سیم کربنی در خلأ استفاده شود، این رشته نمی‌سوزد. 
در سال ۱۸۴۰ میلادی یک فیزیکدان انگلیسی به نام ویلیام رابرت گرو، یک رشته از جنس پلاتین را به باتری وصل کرد و اولین لامپ رشته‌ای را ساخت. 
در سال ۱۸۴۶ میلادی آلفرد گوبل اولین نوع قابل استفاده لامپ‌های رشته‌ای را با استفاده از رشته‌هایی از الیاف بامبوکربونیزه ساخت و مخترع لامپ رشته‌ای شناخته شد.اما لامپ گوبل زیاد مورد استفاده قرار نگرفت، زیرا الکتریسیته در آن زمان نمی توانست با دیگر اشکال روشنایی رقابت کند. تا زمانی که ورنر زیمنس در سال ۱۸۶۷ میلادی دینام برقی را کشف کرد و به این وسیله استفاده از چراغ برق به کمک دینام امکان‌پذیر شد.

حتی اولین استفاده عمومی از لامپ الکتریکی هم توسط ادیسون انجام نشده بود. چند سال پیش از لامپ رشته‌ای او، اهالی پاریس از لامپ قوس الکتریکی برای روشنایی شهر خود بهره می‌بردند که در زمان خود بدون شک پیشرفته‌ترین منبع روشنایی، ولی برای روشنایی کلی خیابان نامناسب بود.در نتیجه، چراغ‌های خیابانی معمولی کماکان به صورت گازی باقی ماندند. کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصه جدید شود، والیس ـ صنعتگر آمریکایی ـ نوعی چراغ برق را روانه بازارکرد که نمونه‌ای از آن در ۱۸۷۸به دست ادیسون رسید. 
دستگاه والیس از چارچوبی با یک حباب و دو میله فلزی متحرک تشکیل می‌شد که به هرکدام یک تکه ذغال متصل بود. عبور جریان برق از میله‌ها باعث می‌شد که دو قطعه ذغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی بسیار درخشانی به رنگ آبی پدیدار ‌شود. 

این چراغ الکتریکی ابتدایی بازده پایینی داشت زیرا مصرف برق آن زیاد و عمر ذغال‌هایش کم بود. با این وجود، ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پی‌برده بود، تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای ذغال ماده مناسب‌تری بیابد که با برق کمتر مدت درازی روشنایی بدهد و به مرور زمان نسوزد و از بین نرود.

پس از یک سال تلاش بی‌وقفه و آزمایش صدها ماده گوناگون، سرانجام ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی کربونیزه (ذغالی‌شده) لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد.این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به تحقیقات خود ادامه دهند و زمانیکه موفق شدند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند، ادیسون تشخیص داد که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیده است.

او در شب ۳۱ دسامبر سال ۱۸۷۹ در حضور جمعی از روزنامه نگاران و سرمایه‌داران نیویورکی که به منلوپارک دعوت شده بودند، صدها لامپ حرارتی را روشن کرد تا شب را برای آنان به روز تبدیل کند. با این نمایش موفق او به راحتی توانست سرمایه مورد نیاز برای تاسیس کارخانه برق در نیویورک را تامین کند.

 

سینماتوگراف

 همیشه این ادیسون نبود که اختراع دیگران را تکمیل و به نام خود ثبت می‌کرد. چند بار این بلا سر خود او آمد. یکی از معروف‌ترین این موارد و شاید دردناک‌ترین آنها برای او ماجرای سینماست.او که همواره مجذوب ایده تصاویر متحرک بود، مدتی پس از ساخت فونوگراف برای ضبط و پخش صدا، سراغ این ایده رفت که بتواند در کنار صدا، تصویر متحرک را نیز عرضه کند. 

یکی از کارمندان شرکت او به نام ویلیام کندی لوری دیکسون موفق شد که در سال ۱۸۸۹، نوعی دستگاه نمایش فیلم را اختراع کند که پنج سال بعد با تکمیل بیشتر، در سال ۱۸۹۴ در نیویورک به نمایش عمومی درآمد. برای استفاده از این دستگاه، باید از سوراخی که روی جعبه تعبیه شده بود به داخل نگاه می‌کردند و آنگاه با چرخاندن یک دسته، تصاویر به حرکت در می‌آمدند. این دستگاه همان «شهر فرنگ» بود که با اضافه شدن به گرامافون، قرار بود به یک دستگاه شخصی پخش صدا و تصویر تبدیل شود.

اما در سال ۱۸۹۵ لویی لومیر فرانسوی، با ساخت و استفاده از پروژکتور، توانست اولین سینمای عمومی را بسازد. او در ۲۸ دسامبر ۱۸۹۵ با نمایش اولین فیلم متحرک در سالن گراند کافه در پاریس، سینماتوگراف را به جهان معرفی کرد. به این ترتیب او بر خلاف ادیسون که تعدادی عکس را پشت سر هم به نمایش در می‌آورد، با استفاده از خاصیت بزرگنمایی دستگاه آگراندیسور عکاسی و با نمایش پشت سر هم نگاتیوهای عکاسی شده با استفاده از دوربینی که به همین منظور ساخته بود، فیلم سینمایی را تولید کرد.او با این ایده محدودیت اندازه تصویر را از میان برداشت و به جای ابزار شخصی ادیسون، یک تفریح دسته جمعی جدید را معرفی کرد؛ تفریحی که در کمتر از چند سال و به دنبال سفرهای شاهان قاجار به اروپا، به ایران هم آمد.

ادیسون در ابتدا تلاش کرد با ایده لومیر مقابله کند، اول در بازار و بعد از طریق دادگاه؛ ولی در هر دو مورد شکست خورد. او کوشید تا اختراع دوربین فیلم‌ برداری را تماماً به خود نسبت دهد و حق استفاده انحصاری از آن را به دست آورد اما ادعای او در دادگاه رد شد.

پس از چند سال مقاومت بی‌حاصل ادیسون، سالن‌های نمایش فیلم در اروپا و آمریکا آن قدر فراوان شده بود که ادیسون نیز چاره‌ای جز کنار گذاشتن سینمای تک‌ نفره‌اش ندید.

 

میراث ادیسون

ادیسون در طول عمر خود ۱۳۶۸ اختراع را در ایالات متحده آمریکا و اروپا به ثبت رساند. البته او فهرست بلندی از ادعاهای حقوقی علیه مخترعان دیگر هم داشت. ادیسون حاضر نبود همکاران خود در کارگاه را در افتخاراتش شریک کند و همه اختراعات را به نام خود ثبت می‌کرد. در حالی که اگر همکارانش در منلو پارک نبودند، شاید خیلی از اختراعات او هیچ‌گاه به سرانجام نمی‌رسیدند. 

نیکولا تسلا و ادیسون

روزی جوانی با یک توصیه‌نامه استخدام به دفتر ادیسون وارد شد. استاد این جوان در توصیه نامه خود نوشته بود: «تنها دو نفر را می‌شناسم که الکتریسیته را به خوبی درک کرده باشند، یکی توماس ادیسون و دیگری همین جوان». 

این دانشمند جوان که در آزمایشگاه ادیسون مشغول به کار شد نیکلا تسلا نام داشت.تسلا و ادیسون هیچگاه با هم سر سازش نداشتند، نه فقط در روابط شخصی که در نحوه کار نیز در تضاد کامل بودند.شاید تفاوت این دو را بتوان از این نقل قول تسلا در مورد ادیسون دریافت که گفته بود: «من همیشه از توجه بسیار زیاد ادیسون به جزئیات بی‌اهمیت افسوس می‌خوردم. او اگر در یک انبار کاه یک سوزن را گم می‌کرد، با دقت تمام، تک تک آن کاه‌ها را کنار می‌زد تا آن سوزن را بیابد». 

البته تسلا هم به شخصه از آن سوزن نمی‌گذشت، فقط چون شناخت بهتری از میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی به نسبت ادیسون داشت، از یک آهن‌ربا برای گرفتن سوزن استفاده می‌کرد! در نهایت، ادیسون پس از مدتی تسلا را از شرکت خود بیرون کرد. 

شاید یکی از بزرگترین اشتباهات عمر ادیسون، درگیری با این جوان و بیرون انداختن او از شرکت خود بود. چرا که بعدها همین جوان یکی از دلایل فروریختن امپراتوری برقی ادیسون بود. ادیسون در شبکه برق خود از برق جریان مستقیم بهره می‌برد. برق جریان مستقیم در انتقال نیرو به فواصل طولانی مشکل داشت و به دلیل افت ولتاژ در شبکه، برای رسیدن برق مناسب به مصرف‌کننده نهایی در فاصله‌های دور باید ولتاژ را تا اندازه خطرناکی بالا می‌بردند و ژنراتورهای برق را هم نزدیک به یکدیگر قرار دهند.

تسلا که از شرکت ادیسون اخراج شده بود، توانست ژنراتورهای برق جریان متناوب را برای مصرف در شبکه برق اختراع کند. این طرح را شرکت وستینگهاوس خرید و با راه اندازی چهار ژنراتور تسلا در آبشار نیاگارا، شبکه برق متناوب را راه اندازی کرد.

بعد از گذشت چند سال، به رغم مخالفت‌های ادیسون که امپراتوری خود را در حال فروپاشی می‌دید، شبکه برق متناوب به دلیل مزایای خود به نسبت برق مستقیم همه‌گیر شد و پایانی گردید بر سیستم برق جریان مستقیم ژنراتورهای ادیسون. 

هرچند بعدها تسلا از انتقام جویی ادیسون در امان نماند و سرانجام در حالی که وستینگهاوس با هماهنگی ادیسون او را از حقوقش محروم ساخته بود، در هتلی در نیویورک در فقر و گمنامی مرد.

 

سال های پایانی

در ۶ ژانویه ۱۹۳۱ ادیسون درخواست‌نامهٔ ثبت آخرین اختراع خود «وسیلهٔ نگهدارندهٔ اشیاء هنگام آبکاری الکتریکی» را به ادارهٔ ثبت اختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ، اَجل به او مهلت نداد و این مخترع بزرگ در اواخر همان سال در سن ۸۴ سالگی چشم از جهان فروبست.

 

 




::تبلیغات

با ما در تلگرام همراه باشید
 
بحث ها و نظرها
0
نظر
برای شرکت در بحث و تبادل نظر در سایت ,وارد شوید ، یا ثبت نام کنید.

:: تبلیغات

تمامی كالاها و خدمات این فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می‌باشند و فعالیت‌های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.
Copyright © 1998 - 2018 NovinPendar Co. Ltd. All rights reserved.